


مردمک
محمود احمدینژاد اطلاعات جدیدی را درباره مذاکرات هستهای ژنو که با حضور نماینده دولت آمریکا برگزار شد، ارائه کرد.
احمدینژاد در سخنان خود در شهر یاسوج رفتار ویلیام برنز، فرستاده آمریکا به مذاکرات ژنو را مودبانه خواند و آن را یک گام مثبت ارزیابی کرد.
وی با این حال گفت نماینده انگلیس در این مذاکرات پایش را از گلیم خود درازتر کرده و نماینده ایران با آرامش جواب لازم را به وی داده است.
احمدینژاد گفت: به آنها نصیحت میکنم با ادعاهای بیربط و قلدری و خوی استکباری، گام مثبت خود را خراب نکنند.
به نظر می رسد سخنان محمود احمدینژاد درباره نقش مثبت آمریکا با مواضع اعلام شده برخی جریانهای متحد وی در تناقض قرار دارد.
از جمله روزنامه کیهان که حامی رسانهای رئیس جمهوری محسوب میشود، در هفته گذشته در سرمقالههای خود صحبت از برقراری روابط با آمریکا را زودهنگام و خام اندیشی خوانده است.
انتقاد وزیر امور خارجه از دولت انگلیس
انتقاد از سیاست دولت انگلستان به سخنان احمدینژاد محدود نشده و وزیر امور خارجه نیز مواضع این دولت را غیراصولی خوانده است.
منوچهر متکی از انگلیس به دلیل دستگیری دیپلمات ایرانی و مواضع آن درمورد فعالیتهای هستهای ایران انتقاد کرده است.
متکی در دیدار معاون وزیر امور خارجه انگلیس موضوع دستگیری نصرتالله تاجیک در لندن را مطرح کرد و خواستار بازگشت وی به ایران شد.
وزیر امور خارجه اظهارات گوردون براون، نخست وزیر انگلیس در سفر اخیرش به فلسطین اشغالی را نیز در تناقض با فضای حاکم در مذاکرات ژنو دانست و آن را نشانه برداشت نادرست لندن خواند.
منوچهر متکی به پیتر ریکت، معاون ثابت وزارت خارجه انگلیس گفت که جمهوری اسلامی تاکنون تمامی بخشهای دشوار روند جاری در موضوع هستهای را با «متانت و خویشتنداری» پشت سر گذاشته و شرایط جدید نیازمند رویکرد و تفاهم متقابل است.
متکی همچننی اظهار کرد که عملکرد انگلیس میتواند در زمینه منطقهای عراق و افغانستان بویژه در امر مبارزه با مواد مخدر به مراتب مثبت تر باشد.
گفتنی است گوردون براون چند روز پیش در اسرائیل به ایران هشدار داده بود که انگلیس آماده است تا تحریمهای شدیدتری را بر ایران اعمال کند و تهران با انزوای بیشتری روبرو میشود.
دولت انگلیس و استفاده از عنوان «خلیج عربی»
کمیته دفاعی مجلس انگلیس به تازگی در یکی از گزارشهای خود عنوان خلیج عربی را به جای خلیج فارس بهکار برده و با واکنش رسانههای ایران مواجه شده است.
این کمیته در یک گزارش 20 صفحهای درباره اوضاع عراق که به تازگی منتشر شده، عنوان خلیج عربی را چند بار به کار برده است.
نخست وزیر انگلیس نیز ماه گذشته در یک سخنرانی از این عنوان که مردم ایران به شدت درباره آن حساسیت دارند، استفاده کرده بود که سفارت جمهوری اسلامی در لندن با ارسال نامهای اعتراض خود را به این اقدام نسنجیده وی اعلام کرد.
باستان شناسان برجسته کشورهای مختلف که چندی پیش برای شرکت در همایش باستان شناسی خلیج فارس در دورهام انگلیس گردهم آمده بودند، تاکید کردهاند که خلیج فارس نام تاریخی و اصیل آبراه واقع در جنوب ایران است و هیچ کس نباید با انگیزههای سیاسی این نام را تغییر دهد.



مردمک
نامگذاری یکی از خیابانهای رم در ایتالیا به نام خیابان «هجدهم تیر» واکنش برخی مقامهای کشور را به دنبال داشته است.
مهدی چمران رییس شورای شهر تهران تذکر داد اگر اقدامی در راستای نامگذاری یكی از خیابانهای رم به نام «هجدهم تیر» صورت گیرد، اقدامی متقابل را در ایران خواهیم داشت.
وی گفت: امیدواریم شهردار رم تحت تاثیر برخی القائات نامناسب نباشند و این كشور روابط فرهنگی خود را با ایران حفظ كند، در غیر این صورت ما هم مجبور به تغییر نام خیابان «ایتالیا» میشویم.
جانی المانو، شهردار رم چندی پیش در پی دیدار با برخی فعالان دانشجویی ایران پیشنهاد داده بود خیابانی در شهر رم به نام هجدهم تیر (9 ژوئیه) نامگذاری شود.
در این راستا شورای شهر تهران تغییر نام احتمالی خیابان «ایتالیا» به «اداوردو آنیلی» را در دستور کار خود قرار داده است.
گفته میشود آنیلی فرزند صاحب کارخانه فیات ایتالیا است که بعدها مسلمان شد و مرگ او مشکوک اعلام شد.
این در حالی است که منوچهر متکی، وزیر امور خارجه در مراسم خداحافظی با روبرتو توسکانو، سفیر ایتالیا در تهران، از این پیشنهاد شهردار رم سخنی نگفته است.
متکی در این دیدار تاکید کرد: «ایتالیا و ایران همواره دلایل لازم برای داشتن روابط خوب و رو به جلو و پیشرفت را داشتهاند و در مناسبات دو جانبه دلیلی برای خدشهدار شدن روابط نبوده است.»
دیپلماسی ناخوشایند ایتالیا، زیر ذرهبین
دولت ایتالیا در ماههای اخیر دیپلماسی را در برابر جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرده که در راستای منافع دو کشور قرار ندارد.
پیشنهاد نامگذاری خیابان هجدهم تیر، در پی دیدار المانو شهردار رم با علی افشاری، یکی از فعالان دانشجویی ناراضی خارج از کشور در ماه گذشته صورت گرفت.
سفر افشاری به رم و دیدار با شهردار شهر، همزمان با نهمین سالگرد اعتراضهای دانشجویی کوی دانشگاه اتفاق افتاد.
این دیدار پس از آن انجام شد که عدهای از دانشجویان زندانی ایرانی در نامهای به شهردار رم، هجدهم تیر را نقطه عطفی در تاریخ کشور در مبارزه برای کسب آزادی و علیه سرکوب جنبش دانشجویی ایران برشمردند.
دانشجویان زندانی در این نامه نوشتند: تصمیم برای نامگذاری خیابان هجدهم تیر در جایی که ساختمان سفارت ایران در رم قرار دارد، به افرادی که برای برقراری مردمسالاری مبارزه کردهاند، یک حیات تازه می بخشد.
در پی بازدید مریم رجوی، سرکرده گروهک مجاهدین از شهر رم، وزارت خارجه سفیر ایتالیا در تهران را فراخواند و مراتب نارضایتی خود را از حمایت دولت ایتالیا از گروهک مجاهدین اعلام کرد.
مصطفی دولتیار، مدیرکل امور غرب اروپا از وزارت خارجه به سفیر ایتالیا گفت: این اقدام در مغایرت با تصمیم اخیر اتحادیه اروپا است که «سازمان مجاهدین خلق» را در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا قرار داده است.
در جریان سفری که محمود احمدینژاد رییس جمهور برای شرکت در نشست «فائو» در اواسط خردادماه به ایتالیا داشت، برخی روزنامههای این کشور به انتقاد از این سفر پرداختند.
ائتلافی از گروههای سکولار مقابل ساختمان شهرداری رم، علیه سفر احمدینژاد به رم تظاهرات کردند.
گفتنی است رییس جمهور بنا به دعوت دبیرکل فائو به ایتالیا رفت و با دولتمردان این کشور دیداری نداشت.
احمدینژاد پیش از سفر به رم، در خصوص ضرورت تعامل میان ادیان برای پاپ بندیکت شانزدهم رهبر کاتولیکهای جهان نامه نوشته و خواستار شکوفایی روابط دو کشور شده بود.
واتیکان در زمان نشست فائو اعلام کرد رهبر کاتولیکهای جهان با هیچیک از سران کشورها دیدار نخواهد داشت و از این راه دیدار با احمدینژاد به طور عملی در دستورکار قرار نگرفت.
مجموعه اقدامهای یادشده، متوسل شدن دانشجویان ناراضی مخالف به شهردار رم و اعطای جایزه مطبوعات به اکبر گنجی در ایتالیا، دیپلماسی دوجانبه را ناخوشایندتر کرده است.
پدیده تکراری تغییر نام
خبر تغییر احتمالی نام خیابانها در ایران و ایتالیا پدیده تازهای در دیپلماسی جمهوری اسلامی نیست.
با اعلام بمبگذاری در یک مرکز تجاری در بوئنوس آیرس آرژانتین و متهم کردن ایران به دخالت در این امر که هیچگاه ثابت نشد، شورای شهر پیشنهاد تغییر نام خیابان «آرژانتین» را داد، که عملی نشد.
یکی دیگر از موارد جنجالی مربوط به نام خیابان «خالد اسلامبولی» عامل ترور انور سادات، رییس جمهور پیشین مصر است که به نقطه تاریکی در روابط دو کشور تبدیل شده است.
پیشنهاد نامگذاری خیابان«هجدهم تیر» در منطقه ساختمان سفارت جمهوری اسلامی در شهر رم نیز هنوز در حد حرف باقی مانده است.
پس از تغییر رژیم سلطنتی به جمهوری اسلامی در سال 1357 اسامی برخی خیابانهای پایتخت به یاد مبارزان جهانی، تغییر یافت.
تغییر نام خیابان چرچیل به «بابی ساندز» درپی مرگ این مبارز ایرلندی صورت گرفت که براثر اعتصاب غذای 66 روزه درگذشت.
با ورود آیتالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی به ایران پس از سالها تبعید در فرانسه، یکی از خیابانهای تهران به «نوفل لوشاتو» نامگذاری شد.
تغییر نام خیابان کاخ به فلسطین و جردن به آفریقا از نشانههای تایید جمهوری اسلامی از مبارزه مردم فلسطین علیه اسراییل و مبارزه با آپارتاید است.
سطح روابط ایران و ایتالیا
ایران و ایتالیا مهد تمدن در شرق و غرب روابط تجاری و فرهنگی دیرینهای دارند و ایتالیا در میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا، مهمترین شریک تجاری جمهوری اسلامی برشمرده میشود.
جمشید حقگو، دبیرکل اتاق بازرگانی مشترک ایران و ایتالیا در گفتوگو با خبرگزاری مهر اعلام کرد: حجم مبادلههای وکشور در سال 2007 نسبت به سال 2006 حدود هفت درصد رشد داشته و به رقم 4/6 میلیارد دلار رسیده است.
شرکت «انی» به عنوان فعالترین شرکت نفتی ایتالیایی از شش سال پیش در حوزههای چهار و پنج پارس جنوبی به استخراج گاز مشغول است.
این شرکت سال گذشته اعلام کرد با وجود تحریمهای وضعشده از سوی شورای امنیت علیه ایران و اعمال فشارهای سیاسی دولت و سهامداران آمریکایی به فعالیتهای خود در ایران ادامه خواهد داد.
روابط دوجانبه تاریخی به عبور مارکوپولو، جهانگرد مشهور ایتالیایی از ایران و سفر به چین در قرن سیزدهم میلادی بازمیگردد.
در دوران ایلخانیان و صفویه روابط با تبادل سفیران میان دو کشور قوت گرفت، اما در زمان جنگ ایران و عراق، عراق علیه ایران و تامین ارتش بعث عراق توسط ایتالیا، روابط دوجانبه تیره شد.
در بخش فرهنگی و ورزشی، ایتالیا با برخی بازیکنان تیم ملی فوتبال ازجمله رحمان رضایی و علی سامره قرارداد بسته که به ترتیب در تیمهای لیورنو کالچو و پروجا کالچو بازی کردهاند.



مردمک
محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی درباره اهمیت انتخابات ریاست جمهوری آینده گفت این انتخابات یک فرصت تاریخی و در عین حال بسیار دشوار برای کسانی است که آخرین سال ریاست جمهوری محمود احمدینژاد را به امید تغییر وضعیت سپری میکنند.
عطریانفر با تاکید بر این نکته که مطرحترین چهرهای که اصلاحطلبان در برابر احمدینژاد و اردوی اصولگرایان مطرح میکنند، سیدمحمد خاتمی است، گفت ممکن است اصلاحطلبان در این دور از انتخابات کاندیدایی نداشته باشند و نتوانند قدرتنمایی کنند.
وی معتقد است که در این صورت کارگزاران از چهرهای همچون علی اکبر ولایتی حمایت میکند تا کشور از شرایطی کنونی خارج شود و آقای خاتمی نیز قطعا نیازمند برنامه مشخصی در این زمینه خواهد بود.
خاتمی به عبدالله نوری ارجحیت دارد
محمد عطریانفر در بخشی از اظهار نظر خود درباره موضع کارگزاران در انتخابات ریاست جمهوری گفت عبدالله نوری دارای صلاحیتهای ذاتی برای یک مدیریت موفق در کشور است و از جهاتی هم حتی بر آقای خاتمی تقدم دارد.
عضو شورای مرکزی کارگزاران با این حال تصریح کرد که عدم آمادگی عبدالله نوری و احتمال رد صلاحیت وی توسط شورای نگهبان، دو مانع عمده بر سر راه نامزدی این چهره اصلاحطلب است.
به نظر عطریانفر و برخی فعالان سیاسی، عبدالله نوری علاقمند به حضور در انتخابات نخواهد بود و موقعیت وی در بحث تایید صلاحیتها نسبت به خاتمی اندکی مشکلتر است.
در صورت عدم توافق اصلاحطلبان در مورد نامزدی سیدمحمد خاتمی، حضور محمدعلی نجفی یا مهدی کروبی پررنگتر میشود، هرچند این موضوع احتمال پیروزی اصلاحطلبان را ضعیف میکند.
واکنش اصولگرایان
رجا نیوز، سایت طرفدار دولت، محمد عطریانفر را به عقدهگشایی متهم کرده و نوشته است: مدیر پشت پرده نشریات زنجیرهای شرق و شهروند امروز، عقده ناگشوده خود در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 را دوباره تکرار و ابراز امیدواری کرده است که هر کس میخواهد در انتخابات ریاست جمهوری سال 88 رییس جمهور بشود بشود، اما احمدینژاد رییس جمهور نشود.
روزنامه کیهان نیز درباره سخنان عطریانفر درباره نامزدی عبدالله نوری نوشت: محمد عطریانفر که تخریب گسترده علیه احمدینژاد در سال 84 را از طریق روزنامه شرق در کارنامه خود دارد، با تحقیر خاتمی گفت که عبدالله نوری بر خاتمی تقدم دارد.
کیهان نوشت: گفتههای عطریانفر بوی تمایل به دیکتاتوری و تعطیلی خانه ملت را میدهد و نشانهای از اختلاف داخلی در جبهه اصلاحطلبان است.
ائتلاف جمعیت موتلفه اسلامی با اصلاحطلبان منتفی است
دبیرکل موتلفه اسلامی ائتلاف احتمالی اصولگرایان و اصلاحطلبان را برای معرفی یک نامزد در انتخابات ریاست جمهوری آینده غیر ممکن دانست.
محمدنبی حبیبی با تاکید براین که تحقق این نظر را غیرممکن میداند، گفت: معتقدم در گروههای دوم خردادی در عین حال که افراد و تشکلهایی هستند که با ما در مبانی اختلاف نظری ندارند، اما گروهها و تشکلهایی هم هستند که با ما اختلاف اساسی دارند.
حبیبی افزود: در مجموع این که اصلاحطلبان و اصولگرایان به یک ائتلاف برای ریاست جمهوری آینده برسند را چیزی جز یک توهم نمی توان قلمداد کرد.
این اعلام موضع دبیرکل موتلفه اسلامی پس از آن صورت میگیرد که قائم مقام حزب اعتماد ملی اظهارات اسدالله بادامچیان درباره ائتلاف با اصلاحطلبان را رد کرده و گفته است: کاندیدای ما قطعا اصلاحطلب، خط امامی و معتدل خواهد بود.
با این حال، برخی ناظران اظهارات عطریانفر را درباره احتمال حمایت بخشی از اصلاحطلبان از نامزدی علیاکبر ولایتی، پاسخی مثبت به گفتههای بادامچیان میدانند، اما درباره این که در علائم کارگزاران به دو طیف راست و اصلاحطلب را چگونه میتوان تفسیر کرد، اتفاق نظری وجود ندارد.


سهیل سعیدی
این روزها این بحث که آیا احمدینژاد برای بار دوم به کرسی ریاست جمهوری تکیه خواهد زد یا خیر سئوالی است که در بسیاری از محافل سیاسی بهطور مکرر مطرح میشود.
برخی شایعات حاکی از آن است که ادامه کار وی به احتمال قوی از پشتیبانی مسئولین بلندپایه نظام برخوردار بوده و بعید است که با نیمهکاره ماندن دوران متعارف هشت ساله ریاست جمهوری در کشور، چنین سابقهای در عرصه سیاسی ایران باب شود.
با این حال مجموع دادهها و شواهد و همچنین سرعت تحولات سیاسی داخلی و خارجی به گونهای است که اجازه پیشبینی دقیق این امر را حتی تا آخرین لحظه غیرممکن میسازد.
با این وجود شاید بتوان گفت چند رویداد مهم بینالمللی در ماههای آتی ممکن است کلید مهمی برای فهم این امر و پیشبینی سرانجام انتخابات ریاست جمهوری در ایران به دست بدهد.
در این زمینه بیگمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا یک نقطه عطف محسوب میشود.
نگاهی به پس زمینه بینالمللی انتخاب آقای احمدینژاد به ریاست جمهوری و جو حاکم بر روابط تهران و واشنگتن در آن مقطع نشان میدهد که دولت بوش بلافاصله بعد از اعلام زودهنگام پیروزی در عراق، به سرعت به سمت آماده شدن برای ساقط کردن نظام حاکم در ایران حرکت میکرد.
در آن زمان مسئولان جمهوری اسلامی به روشنی درک کرده بودند که تمام کانالهای گفتوگو با کاخ سفید قطع شده و اروپا، روسیه و چین در موضعی انفعالی به سر میبرند.
این امر لزوم اتخاذ یک سیاست خارجی تهاجمی و بسیج داخلی برای مقابله با شرایط حمله نظامی را کاملا جدی ساخته بود.
در چنین شرایطی احمدینژاد و تیم همفکر وی که عمدتا تجارب و سابقه نظامی داشتند، با به دست گرفتن سکان سیاست داخلی و خارجی توانستند تا حدود زیادی به چالش احتمال حمله نظامی به ایران پاسخ دهند.
دولت نهم در این زمینه موفقیتها و ناکامیهایی داشت و مرتکب برخی اشتباهات شد.
اما در مجموع به نظر میرسد تاکنون توانسته باشد با استفاده از مهارتهای دیپلماتیک و بهرهبرداری از اشتباهات بوش در عراق، افغانستان و لبنان مانع از انفعال کامل ایران در عرصه منطقهای و جهانی شود.
با این حال تغییرات آتی در سیاست خارجی آمریکا، ادامه کار مجموعه حاکمیت کشور را متاثر ساخته و در صورت انتخاب فردی طرفدار گفتوگو با آمریکا، ممکن است دیدگاههای داخلی درباره ادامه حضور احمدینژاد در قدرت دستخوش تحول گردد.
به این معنا در صورتی که تهران احساس نماید کاخ سفید با به روی کار آمدن دموکراتها به دنبال باز کردن باب گفتوگو و به رسمیت شناختن منافع منطقهای ایران است، تغییر در نمادهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی به امری لازم تبدیل خواهد شد.
به نظر نمیرسد احمدینژاد به دلیل سیاست خارجی تهاجمی و چهره خاص بینالمللی که در طول این سالها از خود ترسیم کرده، بتواند رهبری این تغییر را بر عهده گرفته و وارد فرایند گفتوگو با آمریکا شود.
این امر در کنار بهبود شرایط بینالمللی و منطقهای لزوم حضور عناصر عملگرا و تکنوکرات را در دولت ایران تقویت خواهد کرد و شاید در تضعیف موقعیت داخلی احمدینژاد به نفع رقبای اصلاحطلب و میانهروی محافظهکارش موثر باشد.
از این رو به نظر میرسد که مسئولین جمهوری اسلامی با حساسیت به نتیجه انتخابات آمریکا و همینطور جدیت باراک اوباما و جان مکین در گفتوگو با ایران نگریسته و بعد از روشن شدن نتایج این انتخابات، گام بعدی را به سوی ترکیببندی نامزدها در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری بردارند.
آنگاه شاید بتوان به ارزیابی روشنتری از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و موقعیت احمدینژاد در عرض انتخابات دهم دست یافت.



مردمک
بعد از گذشت چند روز از مذاکرات ژنو، اسرائیل از افزایش سطح تماسهای ایران و آمریکا و احتمال گشایش دفتر دیپلماتیک ایالات متحده در تهران ابراز نگرانی کرد.
روزنامه هاآرتص به نقل از مقامات اسرائیلی نوشت که آنها با مقامات آمریکایی درباره حضور ویلیام برنز مرد شماره 3 وزارت خارجه آمریکا در مذاکرات ایران و اتحادیه اروپا و گشایش دفتر دیپلماتیک آمریکا در تهران گفتوگو کرده و مراتب نگرانی خود را به آنها انتقال دادهاند.
بنا به نوشته این روزنامه اسرائیلی، مقامات آمریکایی به اسرائیل اطمینان دادهاند که حضور ویلیام برنز در این مذاکرات تنها برای یکبار صورت خواهد گرفت و هدف از آن فقط گوش کردن است و نه مذاکره.
مسئولان آمریکایی افزودهاند که واشنگتن به اروپاییها درباره آنچه در مذاکرات با ایران جریان دارد، اطمینان نداشته و میخواهند مطمئن شوند که جو مذاکرات همانی است که به آنها از طرف خاویر سولانا منتقل میگردد.
در مقابل، مقامات رژیم صهیونیستی خواستار آن شدهاند که از فشار بینالمللی بر ایران برای دست برداشتن از برنامه هستهای و تعلیق غنیسازی اورانیوم کاسته نشود.
مسئولان اسرائیلی به کاخ سفید گوشزد کردهاند تعلیق غنیسازی که در قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل تصریح شده است، غیر قابل مصالحه بوده و پیششرط ورود به هرگونه مذاکرهای با تهران باید باشد.
واگرایی در سیاست واشنگتن و تلآویو
بنا به گزارش رسانههای اسرائیلی، واشنگتن پیش از این مقامات اسرائیلی را در جریان تصمیم خود برای فرستادن برنز به مذاکرات با ایران قرار داده بود.
برخی تحلیلگران میگویند، واشنگتن درباره اهداف اسرائیل نسبت به فعالیتهای هستهای ایران اطمینان کامل ندارد و سعی دارد از نگرانی تلآویو درباره روند سیاست کاخ سفید در مقابل جمهوری اسلامی بکاهد.
این نگرانی از آنجا ناشی میشود که اسرائیل گذشت زمان را به نفع خود ندیده و میخواهد تا زمانی که تندروها در کاخ سفید هستند، ضربه مهلکی به برنامه هستهای ایران وارد شود.
این احتمال از دید بعضی ناظران مطرح است که در صورت تغییر سیاست واشنگتن به سمت گفتوگو با ایران، اسرائیل خود راسا دست به اقدام علیه تاسیاست هستهای ایران بزند.
هر چند این اعتقاد نیز وجود دارد که این اقدام نمیتواند بدون اطلاع واشنگتن و راسا صورت پذیرد؛ چراکه هواپیماهای اسرائیلی برای بمبارن تاسیسات هستهای تهران باید از آسمان عراق یا ترکیه عبور کرده که هر دو در کنترل ارتش آمریکا قرار دارند.
پایداری رویکرد تازه بوش
چند روز پیش، روزنامه گاردین که در صفحه نخست خود خبر گشایش دفتر دیپلماتیک ایالات متحده در تهران را منتشر کرده است، این اقدام دولت بوش را به تغییری مهم در سیاست واشنگتن در مقابل تهران تعبیر کرده است.
آمریکا تاکنون موضع سرسختانهای نسبت به تهران داشته و از انجام مذاکره مستقیم با این کشور خودداری ورزیده است.
ارتباط آمریکا با ایران در سالهای گذشته تنها به بحثهای مربوط به وضعیت امنیتی عراق محدود بوده است.
در این چارچوب، یک مقام ارشد آمریکایی که نخواست نامش فاش شود، تأیید کرد که رویکرد دولت آمریکا تغییر یافته است.
در مقابل دانا پرینو گفت مذاکرهای در کار نخواهد بود و تحریمهای بیشتر علیه ایران تحمیل خواهد شد.



مردمک
پرویز تناولی، مجسمهساز مشهور ایرانی که گرانترین هنرمند ایران نیز نامیده میشود، به نمایش برخی از آثارش توسط سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران اعتراض کرد.
در این نمایشگاه که در باغ موزه هنر ایرانی، روز نخست مردادماه افتتاح شده، 54 تابلو و مجسمه از آثاراستاد تناولی به نمایش درآمده است.
چنین ادعا میشود که این آثار به شهرداری تهران واگذار و به عبارتی در قالب قراردادی فروخته شدهاند، اما استاد تناولی این ادعا را رد کرده است.
مجتبی آقایی، مدیر امور هنرهای تجسمی و موزههای سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران در این باره میگوید: این آثار حدود پنج سال پیش، یعنی در دوره مدیران قبلی شهرداری تهران براساس قراردادی منعقد و خریداری شده است.
او مدعی میشود که پرویز تناولی وجه مربوط به آثار را دریافت کرده و به لحاظ حقوقی مالکیت قطعی این آثار متعلق به شهرداری تهران است.
از سوی دیگر با برگزاری این نمایشگاه، استاد تناولی به خبرگزاری ایسنا گفته است: زمانی که در تهران بودم از سوی شهرداری با من تماس گرفتند وهمانجا مخالفت خود را برای برگزاری چنین نمایشگاهی از سوی آنها اعلام کردم، چراکه این اموال و آثاری که میخواهند به نمایش بگذارند، برای موزه خریداری شده بود.
وی با شهرداری تهران بر سر موزه کردن خانهاش برای نگهداری دائمی آثارش اختلاف داشته و دارد.
گفته میشود در بخش دوم قرارداد مذکور مبنی بر خرید منزل این هنرمند توسط شهرداری، تنها بخشی از این مبلغ به وی پرداخت شد و بخش دیگر آن به دلیل برخی مشکلات پرداخت نشده است. از همین رو خانه – موزه پرویز تناولی هنوز در تهران رسمیت ندارد.
هنرمند چنین ادامه میدهد: مشکلاتی پیش آمد و دادگاه رأی به برگرداندن خانه (من) داد و معامله باطل شد. همان زمان نامهای نوشتم تا آثار را به من برگردانند و اعلام کردم که بقیه پولشان را هم در اختیارشان میگذارم.
استاد تناولی که از نگه داشتن آثارش در شرایط نامناسب انبار ابراز ناراحتی میکرد، گفت که تعداد آثارش نیز در این مدت کم شده است و این لطمه بزرگی به او و سابقهاش خواهد بود.
از آن طرف نیز گفته میشود در این چند سال آثار در فرهنگسرای خاوران نگهداری میشده و تنها پنج اثر نیاز به مرمت دارد که شاگردان ایشان مشغول آن هستند.
پیش از این گفته شده بود که استاد تناولی در آستانه 71 سالگیاش، بعد از شش سال تصمیم دارد در ایران نمایشگاه انفرادی برگزار کند. اما او با برگزاری چنین نمایشگاهی از سوی شهرداری تهران موافق نبود.
تناولی، استاد مجسمهساز ایران
در چهارمین حراجی کریستی خاورمیانه که در شهر دبی برگزار شد، «پرسپولیس»، اثر حجمی استاد پرویز تناولی به ارزش دو میلیون و پانصد هزار دلار فروخته شد.
این رقم که در حراجی کریستی در خاورمیانه بیسابقه بود، سبب شد که عنوان «گرانترین هنرمند ایران» نیز به این هنرمند داده شود.
مجموعه مجسمههای «هیچ» از معروفترین آثار وی هستند که در سالهای 1343 تا 1350 ساخته شدهاند. این سازهها که همگی واژه «هیچ» را نشان میدهند، در ابعاد و به شکلها و رنگهای مختلفی طراحی شدهاند.
مجموعه «قفل»های استاد تناولی نیز از ارزشمندترین گنجینههای جمعآوری شده توسط اوست که از سراسر ایران جمع شدهاند و هر کدام به دوران و فرهنگ خاصی مربوط است.
تندیس «شاعر ایستاده» نیز یکی از آثار شناخته شده استاد تناولی است که در حراج کریستی، در دبی فروخته شد.
پرویز تناولی متولد 1316 در تهران است. او که فارغالتحصیل دانشکده هنرهای زیبای میلان در رشته مجسمهسازی در ایتالیا است، بیش از صد نمایشگاه انفرادی و جمعی در شهرهای مختلف جهان برگزار کرد.
وی سالها به تدریس هنر و مجسمهسازی مشغول بود و شاگردان بسیاری را تربیت کرد.
یکی از فعالیتهای ارزشمند این استاد تهیه و تنطیم کتابهایی چون شاهسون، نان و نمک، قفلهای ایران، قالیچه شیری فارس، تاچههای چهارمحال، سفرههای کامو، دستبافتهای روستایی و عشایری ورامین و جلهای عشایری و روستایی ایران است.
پرویژ تناولی هم اکنون در کانادا زندگی میکند.



مردمک
نیروهای پلیس مصر با ورود ناگهانی به دفتر شبكه ایرانی العالم در قاهره و مصادره تعدادی از دوربینهای فیلمبرداری و چند دستگاه رایانه اقدام به بستن دفتر این شبكه كردند.
این تازهترین اقدام دولت مصر علیه جمهوری اسلامی است که از چندی پیش در مسیر بازگشت به روابط تیره میان دو کشور قدم گذاشته است.
احمد السویفی مدیر دفتر العالم در قاهره گفت: نیروهای امنیتی مصر به بهانه عدم داشتن مجوز به دفتر شبكه العالم حمله كرده و تعدادی از وسایل موجود در دفتر شبكه را مصادره نمودند.
وی تاکید کرد: تمام برنامههای دفتر العالم در قاهره تحت نظارت سازمانهای مربوطه مصری است و اتهام این دفتر در همکاری با تولیدکنندگان فیلم جنجالی مربوط به سادات را بیاساس خواند.
السویفی افزود: تمام اعضای این دفتر مورد بازجویی پلیس مصر قرار گرفتهاند.
وی تاکید کرد: ما مجوز كار را قبلا تحویل داده بودیم، اما با عدم دریافت پاسخ كتبی، دو سال است كه طبق موافقت كلامی مقامات مصری مشغول به فعالیت هستیم. اگر چه فعالیت العالم در مصر از چهار سال پیش آغاز شده بود.
السویفی با اشاره به اینكه فعالیتهای خبری شبكه العالم در مصر بیطرفانه و با دقت خاصی صورت میگیرد تصریح كرد: تیرگی روابط تهران و قاهره میتواند علت بسته شدن دفتر العالم باشد.
روابط میان جمهوری اسلامی ایران و مصر در سال 1358 و در پی امضای قرارداد «کمپ دیوید» توسط رژیم قاهره قطع شد.
از کمپ دیوید تا فیلم امام خون
انور سادات، رییس جمهور وقت مصر با امضای پیمان صلح میان اعراب و اسرایل موسوم به کمپ دیوید، نقطه عطفی در تاریخ روابط دیرینه میان ایران و مصر ایجاد کرد که به موجب آن این ارتباط به مدت 30 سال قطع شد.
با ترور سادات و نامگذاری یکی از خیابانهای تهران به نام «خالد اسلامبولی» عامل ترور، روابط دوجانبه کاملا تیره شد.
در پیچ و تاب تحولات میان دو کشور در 30 سال گذشته، خبرهای روز های گذشته از ساخت فیلمی توسط یک روزنامه مصری با عنوان «خمینی، امام خون» حکایت داشت.
سردبیر روزنامه الوطنی الیوم، سخنگوی رسمی حزب حاکم مصر، هدف از ساخت این فیلم را پاسخ به فیلم «اعدام فرعون» اعلام کرد که با واکنش منفی و انتقاد شدید خانواده سادات و مقامهای دولت مصر روبهرو شد.
جمهوری اسلامی به فیلمی که قرار است این روزنامه مصری درخصوص بنیانگذار انقلاب اسلامی بسازد، واکنشی نشان نداده و از سازندگان فیلم اعدام فرعون نیز فاصله گرفته است.
فیلم اعدام فرعون که به انجام عملیات ترور انقلابی سادات میپردازد، توسط «ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام» ساخته شده است؛ اگرچه ساخت فیلمها در کشور باید هماهنگ با تا